انقلاب مخملی در ایران

انتخابات اخیر و جریانات پس از اون امیدهای بسیاری را در بین ایرانیان ناراضی از وضع موجود زنده کرد. همه نگران نتیجه جنبش سبز و سرانجام اون هستند. مقاله زیر تحت عنوان انقلاب مخملی در ایران به بررسی امکان وقوع چنین انقلابی از دید چند نفر از اساتید و کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در امریکا پرداخته. نوشتار زیر از سایت خبری نشنال ژورنال انتخاب و با همکاری محمد ترجمه و خلاصه شده:

 

انقلاب مخملی در ایران

 
پیامدهای انتخابات مشکوک تابستان گذشته در ایران و حوادث تلخ پس از آن به خوبی نشان داد بزرگنرین نگرانی رئیس‌جمهور و متحدانش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و روحانیون تندرو  "انقلاب مخملی" است، همانگونه که رژیم دیکتاتوری گرجستان در سال 2003 با انقلاب گل رز و اوکراین در 5- 2004 با انقلاب نارجی از قدرت ساقط شدند.

 

سوال اینجاست که این نگرانی تا چه اندازه موضوعیت دارد؟ با توجه به حجم بالای مخالفتهای مردمی نسبت به رژیم دین‌سالار که تعجب بسیاری از ناظران خارجی را هم برانگیخته، آیا چشم‌انداز روشنی از برکناری رژیم حاکم از طریق انقلاب مخملی وحود دارد؟ با توجه به خطر انتساب هر حرکت داخلی به "شیطان بزرگ" آیا راهکاری برای مداخله ایالات متحده در جهت کمک به وقوع انقلاب مخملی در ایران موجود است؟ و درنهایت اتهام حضور آمریکا و یا دیگر عوامل خارجی در پس پرده ناآرامیهای اخیر تا چه اندازه حقیقت دارد؟

 

پاسخ تعدادی از صاحبنظران حوزه سیاست و روابط بین‌الملل ایالات متحده به سوالات فوق به قرار زیر است:

 

 پاول آر.پیلار استاد مدعو دانشگاه جورج تاون

 

برخی معتقدند روابط دیپلماتیک با تهران به نوعی به تقویت و بقای رژیم حاکم بر ایران می انجامد. باید گفت این عقیده به دو دلیل نادرست است. دلیل اول آنکه دیپلماسی  لزوما  منافاتی با انتقاد ندارد. اگر دیپلماسی براندازی را به جای اصلاح طرف مقابل هدف قرار دهد مسلما طرف مقابل نیز انگیزه لازم برای گفتگو را از دست داده و دیپلماسی با شکست مواجه می شود. در مقابل درصورتی که از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای تغییر استفاده شود موفق تر خواهد بود.  

دلیل دیگر آن است که انقلابها اعم از مخملین و غیره بیش از آنکه نتیجه تصمیمات خارجی باشد به شرایط سیاسی و اقتصادی داخلی بستگی دارد. لذا ریشه بحرانهای اخیر در ایران را باید در عوامل داخلی نظیر انتخابات مشکوک اخیر و یا شکست سیاستهای اقتصادی جست.

 

پاتریک کلاوسن، مدیر تحقیقات انستیتو واشنگتن

 

انقلابها ماهیتا غیر قابل پیش بینی اند. می توان دو سناریو هم برای موفقیت و هم شکست انقلاب مخملی در ماههای آینده در ایران مطرح کرد. مطابق سناریوی خوش بینانه، رهبران ایران از اعمال خشونت علیه معترضین می هراسند. آنها نتیجه مرگ ندا که منجر به فراگیر شدن اعتراضات در میان ایرانیان سراسر جهان گردید را دیدند. در عین حال مخالفین راه استفاده از مناسبتهای ملی نظیر روز قدس،سیزده آبان و یا غیره را برای برگزاری تضاهرات فرا گرفته اند. اینکه نظام دیکتاتوری از اعمال خشونت نگران باشد و در عین حال اپوزیسیون از حکومت نترسد، در کنار هم نشانه های خوبی برای بقای نظام نیستند. از سوی دیگر اردوگاه جناح حاکم دچار شکاف های متعدد شده به طوری که سپاه پاسداران اعمال قدرت بیشتری کرده و  شخص رهبری از یک حاکم مطلق به یک رهبر عالی رتبه تنزل یافته است.         

 

اما مطابق سناریوی دیگر، بزرگترین ضعف جنبش سبز فقدان رهبری است، آقای موسوی در چهارچوب نظام موجود، اصلاحات را مدنظر قرار داده که از خواسته های تظاهرکنندگان فاصله بسیاری دارد. جناح حاکم از خطرات احتمالی پیش روی در هراس است و خوب می داند حتی اعطای امتیازات کوچک به مخالفین می تواند منجر به دادن امتیازات بعدی و در نهایت برکناری آنان شود. 

 

چگونگی عملکرد اپوزیسیون بر ای ایالات متحده تعیین کننده است. چراکه مشغولیت انحصارطلبان با اپوزیسیون داخلی، جمهوری اسلامی را از مسائل هسته ای دور نگه خواهد داشت.

 

دانیل سرور، مرکز صلح در ایالات متحده

 

نکات زیر قابل ذکر است:

 

1- نگرانی حکومت ایران از وقوع انقلاب مخملی به جا است. همه رژیمها در معرض اعتراضات مردمی قرار دارند و مقاومت حکومت در برابر اصلاحات، شکستی سخت را برایش در پی خواهد داشت.

2- گرچه جنبش سبز یک حرکت جدی به نظر می رسد اما سرانجام آن غیر قابل پیش بینی است.

3- به اعتقاد من برقراری روابط دیپلماتیک با ایران موجب استحکام آن می شود. چرا که دیپلماسی با  حکومتی که فروپاشی آن را در نظر داریم ناشدنی است. باید پرسید که چرا رژیم جمهوری اسلامی از باز شدن باب گفتگو استقبال می کند.

4- به طور کلی حمایتهای خارجی باید متوجه همه شاخه های اپوزیسیون باشد نه افراد یا احزاب خاص. اگرچه این کمکهای خارجی به اندازه حرکتهای داخلی تاثیرگذار نیست.

5- ایالات متحده باید این انتظار را داشته باشد که پیروز نهایی این تنازعات ممکن است لزوما با اهداف او همراستا نباشد.

 

اما به طور کلی کمک های خارجی چون به اشخاص یا جناحهای خاصی تعلق می گیرد چندان کارآمد نیست. لذا بهتر است به جای اینگونه دخالتها که ممکن است جنبش داخلی را به کلی بی اثر کند، تنها نظاره گر آنچه روی می دهد باشیم.

   

رون مارکس ، معاون ارشد روابط دولتی، آکسفورد

 

به گمان من ایده وقوع انقلاب مخملی در ایران خوش بینانه است. اگر تصورمان از یک انقلاب مخملی صلب قدرت به طور مسالمت آمیز از جناح حاکم ایران باشد، این امر بسیار بعید به نظر می رسد. اما اگر سخن از اصلاح و تغییر سیاست در آینده نزدیک، مثلا پنج سال آینده باشد این امر محتملتر است. ایران با اروپای شرقی دهه 1980 تفاوت دارد. وضعیت داخلی به مراتب پیچیده تر و دشمن خارجی مشخصی نظیر اتحاد جماهیر شوروی هم  وجود ندارد.

 

به طور خلاصه به دلایل زیر انقلاب مخملی در آینده نزدیک رخ نخواهد داد:

اولا بخش بزرگی از معترضین تنها خواستار اصلاح نظام هستند و نه سرنگونی کامل آن. طبقات پایین اجتماع هم که مذهبی تر هستند ناراضی به نظر نمی رسند و تنها خواستار اندکی رفاه بیشتر می باشند.

دوم این که ، رژیم حاکم بر ایران دچار شکاف درونی شده و یک دست نیست. برخی رهبران برجسته مذهبی و  مقامات در بالاترین سطوح حکومت هم از احمدی نژاد فاصله گرفته اند. از سوی دیگر سپاه پاسداران تمایل به کنترل شدید اوضاع دارد تا بتواند سرمایه و قدرت خود را در ایران افزایش دهد.

سوم آن که در حال حاضر غرب برای واکنش در مقابل شرایط پیش آمده سازمان دهی نشده و لذا فشارهای خارجی همسو نیست. ایالات متحده و بریتانیا به دنبال تحریم اند در حالیکه روسیه و آلمان به دنبال منافع خود بوده و مشغول معامله هستند.

جیمز جی کارافانو، محقق ارشد ، مرکز مطالعات سیاست خارجی داگلاس و سارا آلیسون

صاحبان قدرت در تهران خود را در محاصره می بینند و بیش از هر زمان دیگری نیازمند  دشمنی با آمریکا برای سرکوب مردم هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت ایالات متحده امید اندکی برای برقراری ارتباط با دولت کنونی ایران دارد. با پذیرش مذاکرات بدون پیش شرط،  رژیم خود را قویتر حس کرده و در مقابل چیزی عاید ایالات متحده نمی شود.

جالب آن است که هیچ کشوری به اندازه ایالات متحده برای ایران خدمت نکرده است. او را از شر دشمنان خطرناکی مثل اتحاد جماهیر شوروی ، صدام و طالبان رهایی داده است. در واقع تهران باید به جای سوزاندن تصاویر رهبران آمریکایی مجسمه آنان را بسازد.

 

مایکل برنر، استاد امور بین الملل ، دانشگاه پیتسبورگ

نکاتی را در تحلیل سیاست داخلی ایران در شرایط کنونی ذکر می کنم:

تمام پیش بینی ها از درصد اطمینان پایینی برخورداند. نه تنها به دلیل شرایط متغیر موجود، بلکه همچنین اهمیت بالای قضاوت و عملکرد نخبگان سیاسی. سازمان های غیر دولتی (NGO) که نقش قابل توجهی را در انقلابهای اوکراین و گرجستان ایفا کردند در ایران وجود ندارند. اقدامات سازمان یافته و موثر توسط گروه های خارج از ایران چه ایرانیان تبعیدی و چه مهاجرین برای تاثیر بر شرایط داخلی کمتر مشاهده می شود.

رهبران رژیم روزهای سختی برای حفظ و بقای حکومت تجربه می کنند. ناامنی های داخلی و خارجی از دوسو یکدیگر را تقویت می کنند. در نتیجه ، به نظر بعید می رسد که تغییر سیاستهای خارجی که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم فقط برای تسکین فشار های داخلی باشد.

 

 

  دانیل برنر ، مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت ، دانشگاه جورج تاون

 انقلابها از هر نوعش در طول تاریخ امری نادر بوده و پیش بینی آنها دشوار است. حتی تظاهراتی که پس از انتخابات مشکوک در ایران رخ داد نیز بسیار فراتر از انتظار کارشناسان بود.

با این وجود شانس انقلاب در ایران چندان زیاد نیست چرا که سرکوبهای اخیر نشان داد اصول‌گرایان تکیه‌گاه های مطمئنی در درون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و قوه قضائیه دارند. با این حال ، من که شانس انقلاب مخملی را در شش ماه گذشته نزدیک به صفر می دانستم با ادامه ناآرامیها و همچنین اختلافات در هسته نظام  احتمال آن را بیش از صفر و در ماههای آینده به مراتب هم بیشتر می دانم.  

 

مترجمان: محمد غلامرضا کاشی و سیما محمدنژاد

/ 3 نظر / 10 بازدید
رهگذر

دلیل شکست انتخابات و اعتراضلت مشکوک این است که هر دو غیر ایرانی بودند و تحلیل گران شما نیز. سر مردم را بلا غیرتا درد نیارید.

علی

سیما و محمد عزیز بعد از مدتها سلام اولا تسلیت من را بابت از دست دادن مادر بپذیرید.. ثانیا دست شما بایت این ترجمه درد نکند. هم مضمون نظرات ، خواندنی و قابل توجه است ، هم ترجمه شما روان و عالی.. به آن رهگذر بی خبر هم باید گفت که حقیقت را فقط از بیرون می شود دید. خارجی ها بهتر می توانند تحلیل کنند . تا کسی بیرون چیزی نباشد ، نمی تواند همه زوایای آن چیز را ببیند. زنده و برقرار باشید

fadayerahbar

سلام، مگر ساواکی ها، ببخشید منظورم سپاه و نیروی قدس بود، در عربستان هم مقاطعه کار هستند که می‌خواستند این عرب رو در آمریکا بکشند. فکر می‌کنم تو ایران همه شرکتهرا خریده باشند و چون جا تنگ شده رفتند تو عربستان هم شلوغ کنند تا قرارداد ببندند. چند سال پیش موقع افتتاح فرودگاه اینها باند را اشغال کردند و زوری قرارداد گرفتند. همه چیز پول هست. چون دزدها زیاد شدند منظورم احمدی‌نژاد و دار و دستش، سپاه باید در خارج سفیر عربستان را بکشه تا قرارداد بگیره. واقعا که کشورمون پیشرفت کرده. یا صاحب الزمان با نام تو اینها جنایت کردند و اسمش را اسلام گذاشتند. امام خمینی وقتی‌ فوت کردند یک قران نداشتند شرم بر شما.