سفر به ملبورن

ساعت دقیقا 3 نیمه شب است و من از شدت سوزش معده و درد گوش و هزار جور گرفتاری دیگر نمی توانم بخوابم. علاوه بر خواب خیلی کارهای دیگر هم هست که نمی توانم و در حال حاضر تنها چیزی که از عهده ام ساخته است وبلاگ نوشتن است. تنها مشکلش این است که مطلقا نمیشود انتظار چیز به درد خوری را داشت (معنیش این نیست که باقی مواقع میشود داشت!). کلا که اتتظار نابجاییست اما خوب با این اوضاع و احوال احتمالش را هم نمیشود داد.

چند وقتیست تمام فضای فکریمان حول و حوش تغییرات زیادی است که در حال رخ دادن است. چیزی کمتر از 1 ماه دیگر میرویم ملبورن... همه خرت و پرتهایی را هم که در این 3 ساله خریده بودیم فروختیم که سبک بارتر باشیم. سوار ماشبن می شویم و 1700 کیلومتر رانندگی می کنیم. خیلی ذوق زده ایم هر دو. مطمئنم انجا را بیشتر دوست خواهیم داشت. به خصووص که من از روز اول و محمد هم با فاصله کمی مشغول درس خواندن خواهیم شد و این برای هر دومان خوب است.

نمی دانم چه رازیست در این سفرکردن و دل کندن و رفتن که آدم را مجذوب و مشتاق می کند. یادم می آید از ایران که می آمدیم یکی از اقوام می گفت سفرتان شبیه مردن است در واقع آنقدر دور می شوید و امکان دیدن دوباره تان با سختی همراه است که به نوعی برای ما می میرید تا دوباره ببینیمتان و زنده شوید. راست می گفت حالا بیشتر این را حس می کنم. به نظرم چندان هم ربطی به فاصله دور و نزدیک ندارد. در هر دل کندن و گذشتنی کمی هم مرگ هست. اینجا هم برای دوستان و آشنایانمان می میریم و آنها برای ما.. کوچه ها، خیابانها، آدمهای جور و واجور، احساساتی که با هر کدامشان تجربه کردیم همه می شوند خاطره و تمام.      

/ 8 نظر / 28 بازدید
رضا مرادی نژاد

بچه ها...گل آقا دوباره چاپ میشه.اگه هزار سال نامه هم باشه،همین که منتظر هزار سال دیگه باشی که شماره ی بعدیشو بخونی ارزششو داره.البته اگه توش از من هم مطلبی باشه چه بهتر. توی وبلاگم منتظرتم.

محمد

تازه کاش کل ماجرا همینها بود که گفتی!

علی

برای هر دوتون سفر پر باری آرزو می کنم.. سیما جان برای رفع سوزش معده ، یک استکان آب را هیچ وقت امتحان کردی؟ برای من که به طور معجزه آسایی کار می کنه...

حنانه

سیما جانم برای هر دوی شما آرزوی موفقیت می کنم..و باید بگم که همیشه برای ما نماد زندگی و سر زندگی هستید .. در پناه خدا

عباس

سلام سرکار خانم محمدزاده ضمن تبریک بخاطر جابجایی منزل جدید شما و دوست عزیزم محمد جان برای ما از قبل هم زنده تر و پر انرژی تر هستید به امید دیدار شما

شیما

سیما!!!![تعجب] چقدر بند اول نوشتت و پست آخر من مشابه هم هستن!!!![تعجب] دقیقا یک ضرب المثل مربوط الان نمیاد به ذهنم اما فکر کنم دل به دل راه داره بد نباشه(حالا معلوم نیست کی این رسالت رو به دوش من گذاشته که وقتی ضرب المثل بلد نیستم استفاده کنم حتما [نیشخند] )

Arezou

aziz del to va hamsar khobet hich zaman barai dostan farmosh shodani nistid hadeaghal az janeb khoidam va mahsa motmaenam baratoon behtarin ha ro arezou daram mibosamet