پدر

خدا چرا همیشه سخت ترینها را در مقابلم میگذاره.. جای مادری که به اندازه کافی خالی دیدنش سخت بود حالا با زنی پر شده.... آنهم درست 20 روز قبل از اولین بازگشت....

تلخم این روزها... تلخ  .. حتی شیرینی بی اندازه نوا هم کمش نمی کند.

/ 5 نظر / 18 بازدید
شرافت

واقعیتها همیشه شیرین نیستند.

الهام

چه خوب كه احساست را نوشتي سيما جان، قابل درك است. به قول سهراب"هميشه خراشي ست روي صورت احساس". تلخي هايت اما به زودي به شيريني بدل مي شوند. اين رسمي ست نانوشته.

خشايار

فكر نمي كنم اين "سخت ترين" بوده باشه. من سخت تر از اين رو تجربه كردم. تو كه مادرت ديگه نيست... تصور كن كه مادرت هنوز زنده بود و پدرت يك زن ديگه رو جايگزينش مي كرد. كدوم يكي سخت تره؟

حنانه

فکر میکنم که خداوند همیشه سخت ترینها را در مقابل انسانهای قوی برای قوی تر شدنشون قرار میده.. سیمای عزیزم ما به شدت مشتاقیم که به زودی شمارو ببینیم..به امید دیدار [گل][گل][گل]

راستی چه خبره ؟ همه چی تعطیله !!!!!!!!!!!!!!!!!