طولانی ترین شب

امشب طولانی ترین شب زندگیم رو پیش رو دارم. حدود ۱۸ ساعت برای من شب خواهد بود. حدود ۳ بعد از ظهر از بریزبن راه افتادم و الان فرودگاه سنگاپور هستم. بعد از ۳۰ ساعت مسافرت واقعا طاقت فرسا فردا به تهران خواهم رسید. خیلی خیلی خوشحالم که دارم بر می گردم. فقط خیلی حیف که نمی تونم خوشحالیم رو قسمت کنم.

اصلا در خواب هم نمی دیدم که بعد از ۴ ماه با این هزینه سنگین بتونم باز پدر و مادرم رو ببینم واگر اصرارهای محمد نبود هرگز محقق نمی شد. خوشحالم... خیلی خوشحال....

شهرام ناظری خیلی خوشگل می خونه...

هر آن دم  که گردم به مستی هلاک

به آیین مستان بریدم به خاک

                                                  ...

/ 5 نظر / 23 بازدید
زيبا

سلام خوش اومديد . خوش بگذره

حسينا

سيما برا ما مشکل درس کردی. بابا کی می رسی تهران؟ نمی تونيم از فرودگاه بپرسيم چون پروازتو عوض می کنی...خلاصه درگيريم. حالا می خوايم زنگ بزنيم شايد نتيجه داد... مامانينا هم گوشی رو برنميدارن. اگه تو فرودگاه دبی اين کامنت و ديدی هر جور شده به ما ساعت رسيدنتو خبر بده.

اميد

سلام سيمای نازنين ديروز ما اومديم ولی خيلی دير.آخه به من گفتی ساعت ۵ پرواز داری.خلاصه شرمنده اميدوارم که ايام خوشی داشته باشي. هرچند سفر کوتاهيست ولی يه دنيا ارزش داره.قربانت دوست عزيز

زيبا

سلام سيما جان . ممنونم از لطفت بازم بيا که اين دوستيمون ادامه دار باشه .فدات بشم .

كاملا غريبه و نا آشناي رهگذر

بابا رفتی حرفهای ما هم ته کشيد. هرکاری مکينم آپديت نميشه.