دوست داشتن های مبتذل

به نظرم باید تجدید نظر کنیم در کاربرد این واژه "دوست داشتن". سالها پیش دوستی را می شناختم که همیشه در پاسخ به این سوال که فلان غذا، میوه و یا لباس را دوست دارد یا نه می گفت.. نه من از اینها فقط خوشم می آید یا نمی آید... نمی توانم دوستشان داشته باشم .. مادرم را دوست دارم و .... و ما باز یادمان می رفت و باز می پرسیدیم و او یادآوری می کرد.

به نظرم هر واژه ای وزنی دارد و اگر ما همینطور الله بختکی بی توجه به وزنشان به کارشان گیریم سبک می شوند و از معنا تهی. اسمش را می گذارم ابتذال واژه ها. دوست داشتن از آن واژه هایی است که بدجوری مبتذل شده. آخر وقتی خربزه و رنگ صورتی و شاپینگ را بتوان دوست داشت چطور می توان احساس سلیس و عمیق به معشوق را هم به آن نسبت داد. دیگر تحمل وزنش را ندارد، مثل لباس بی قواره ای می شود بر اندام پر هیبت و زیبای او. دوست داشتنی که شریعتی از ان سخن می گوید.. همانی که از روح طلوع می کند، همانی که ابدیت بی مرز است و از جنس این عالم نیست را نمی توان تقدیم هر چیز و هر کسی کرد.      

پی نوشت1: خیلی واژه های دیگر هم هست که دستمالی شده اند و از ریخت افتاده اند، مثل عشق... سبز، سرخ، سیب، و خیلی های دیگر اما هیچ کدام به اندازه این دوست داشتن دل مرا نمی سوزاند.

پی نوشت 2: دوستی می پرسید از خریدنیها کدامیک بیشتر را دوست داری و من با خودم می گفتم چیزی را که بشود خرید نمی توان دوست داشت.

/ 5 نظر / 9 بازدید
سارا

با اینکه شاید کاملا با شما هم عقیده نباشم ولی از خوندن نوشتتون خیلی لذت بردم.[لبخند]..راستش من معتقدم كه بیان احساسات یه امر کاملا شخصی ست و هر انسانی بنا به شرایط سنی، اجتمایی و فرهنگی احساساتش رو بیان میکنه كه خوب و بد و درست و نا درستی وجود نداره و واقعا قشنگی احساسات در گستردگی بیان اون هاست [گل]

خشايار

بابا مبتذل! يه هديه ي ناقابل از طرف خشايار و الهام، اگه تا حالا دانلودش نكردي حتما الان اين كار رو بكن و از گوش دادن بهش لذت ببر: http://www.mediafire.com/?j1ngymjjymt

خشايار

البته شما كه تو خارجي گيني زندگي مي كنين شايد بخواين سي ديش رو بخيرن: http://www.daryadadvar.com/

minoo

عزيزم مطالبت قشنگ و دوست داشتني مثل هميشه است اما اين واژه ها هستند كه در هم ادغام شدند وگر نه مسلما جنس دوست داشتن مادر و مثلا يك رنگ يكي نيست اروم باش خوشگلم.

شب

پی نوشت 2: حتما بی برو برگرد