ضیافت

 

تا به حال شده به یک مهمونی دعوت شده باشید... نه، شما دعوت نشده باشید... یک عده دیگه ای دعوت شده اند با کارت دعوت و کلی عزت و احترام ....  شما هم می دونید اما لباس بپوشید تیپ بزنید خودتون رو بزنید به خریت که یعنی ما هم دعوت شدیم... بروید تو مجلس .... سرتون رو پایین بندازید، خودتون رو جمع کنید بشینید یک گوشه ای ... آداب مجلس رو هم که نمی دونید. همین طوری نگاه می کنید ببینیید بقیه چی کار می کنند شما هم همون کارا رو می کنید تابلو نشه بیرونتون کنند. بقیه بلند می شند شما هم پا میشید، می نشینند، می نشینید، همه می خورند شما هم می خورید، دست می کشند، دست می کشید.

 

همه مودب و سر به زیر نشستند. همه کار خودشون رو می دونند، آداب مهمونی رو بلدند. فقط تویی که گیجی... نابلدی... همش هم خرابکاری می کنی...

 

میزبان اون دور دوراست زیر زیکی نگاش می کنی، دزدیده، یواشکی... لبخند نا خوداگاه به لبانتون می شینه دهانتون شیرین می شه، پر از عسل،جونتون پر کیف می شه. به روی خودش هم نمی یاره شما سرخود اومدید ... اون هم خودش رو می زنه به اون راه...  

 

بگــــذار تــا مقـــابل ِ  روی  تو   بگـــذریم       دزدیــده در  شمایل ِ خوب ِ تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر    هم جور به که طاقت ِ شوقت نیاوریم

روی اربه روی ما نکنی حُکم از آن ِ توست     بازآ   که  روی  در قدمانـــت بگستریم

ما با توایم و با تـــو نه‌ایم، ایــنت بالعجب     در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

 

چون حلقه بر دریم...

چون حلقه

بردریم.

 

 

/ 10 نظر / 13 بازدید

وقتی می خوای نماز بخونی خودت را مرتب کنی و لباست خوب باشه وقتی روزه میگیری مرتب باشی و تمیز و با لباس خوب ... اون وقت چی میشه؟....موفق باشی!

علی و فاطمه

شوق است در جدایی و جور است در نظر هم جور به که طاقت ِ شوقت نیاوریم ...

ترنم

سیمای عزیز نمی دونی چقدر از پیدا کردن وبلاگت هیجان زده ام و از دیدن نوشته هات اشک شوق تو چشمام جمع شده[قلب] نوشته هات عطر آشنایی می ده! برات آرزوی موفقیت می کنم و اگر اجازه بدی لینکت کنم(درواقع قبلا این کارو کردم! و یه بار هم چکش کردم ببینم درست کار می کنه[خجالت])

رهگذر

؟؟؟؟؟؟ خوب واسه چی آدم بره؟

سیما

به رهگذر: برای همون یک ذره دید زدن یواشکی... برای همئن طعم عسل... کیفه.. حظه :)

سیما

به ترنم خیلی خیلی لطف کردی عزیزم. یگ 4-5 پست آخرت رو خوندم اما حالا منتظر یک فرصتم بشینم همه رو بخونم. ببین این دنیای تکنولوپی چه امکانی رو به آدم می ده ... بازم ممنونم و به امید دیدارت هستم.

ترنم

ممنون سیما جون راستش نه..من تو facebook عضو نیستم ولی تو وبلاگ تو حسی رو تجربه کردم که خیلی آشناست خودیه و این خیلی به هیجانم میاره[خجالت][قلب] برات آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که یه روزی شاید...بشه از نزدیک ببینمت..حتی شاید تو بریزبین! هرچند هنوز معلوم نیست ما کجا بیایم ولی یه فامیل نزدیک تو گلد کست داریم [گل]

شیما

رمضانتون مبارک [ماچ]

ساحل

گاهی ادم فکر میکنه با همه اونایی که توی جمع هستن فرق داره و انگار قرار نیست اونجا باشه ، فقط آشناییه که به آدم آرامش میده

نیکی مرادی

سلــــــــــــــــام . ما وقت نکردیم همه وبلاگتو بخونیم ولی saveکردیم که بعدا بخونیم .دوست داشتی یه سر به من یا دگردیسی از نوع اندیشه بزن.خوشحال می شیم. بازم می آیم فعلا