عیدانه

عید هم آمد و گذشت بدون عیدانه، سبزه، خانه تکانی و خیلی چیزهای دیگر که در این سه سال نبود ... جالب است من از همه چیز عید دلم برای رنگ لاجوردی جویهای آب کودکی ام تنگ شده است... دم دمای عید که میشد ظهرهای بعد از مدرسه تمام راه را کنار جوی .. روی لبه آن راه می آمدم و به رنگ زلال لاجوردی خیره می شدم... گاه که از لای در خانه ای سرک می کشیدم زنانی را می دیدم که ملحفه های سفید را گوش تا گوش توی حیاط روی رخت های بند به دست باد سپرده اند... می دانستم به خانه که برسم مادرم خسته تر از همیشه اما لبخند به لب کنار تشت لاجوردی رخت می شوید و من چقدر دلم می خواست همیشه عید باشد.

اما امسال همه چیز که عید هم شاملش می شود رنگ و بوی دیگری برای هر دومان داشت و دارد .. سر سفره هفت سین تصویر محو کودکی در زمینه سیاه و سفید عکس سونوگرافی نشسته بود که یادآوریمان می کرد در انتظارش هستیم...

برای همه سال بسیار خوبی را آرزو می کنم. امیدوارم سال جدید برای ما و مردممان آرامش و صلح و سبزی به همراه بیاورد.

/ 6 نظر / 24 بازدید
مجید جمشیدی

سیمای عزیز سلام سال نو مبارک. قدم نورسیده رو هم به شما و محمد عزیز تبریک میگم. متاسفانه ما در این چند مال گرفتاری داشتیم که به لطف خدا حل شد ولی من نمی تونستم به ایمیل و سایر مشغولیات وبی خود برسم. به هر حال خوشحالم که خبر بچه دار شدنتون رو میشنوم. به امید دیدار مجید جمشیدی

حنانه

سلام سیمای عزیز و دوست داشتنی خیلی خوشحال شدم وقتی خبرو شنیدم..حتما الان خیلی خوشحالید.تبریک من و بابک رو هم پذیرا باشید [لبخند] با آرزوی سالی سرشار از سلامتی و سربلندی[گل][گل][گل]

ٍSara

سلام.سال نوی هر سه تون مبارک.[گل] ببخشید که خیلی وقت بود نمیومدم.نمیدونی چه قدر دلم براتون تنگ شده.تنگ تنگ...[ماچ] سال خوبی داشته باشید.

شهلا

سلام سیما جون خیلی خوشحالم بابت نی نی ناز تبریک می گم عزیزم حس قشنگیه خیلی زیبا

فرزاد

وای! اون تصویر سیاه و سفید محو کنار سفره’ هفت سین خیلی ماه بوده! قدمش مبارک باشه ایشالله. دیگه چیزی به اومدنش نمونده ...