عروسی

آقا من یک دنیا خوشحال و هیجان زده ام. دو تا دوست عزیز که هر کدوم یک سر دنیا زندگی می کردند به هم بله گفتند و عروس و داماد شدند. جالبیه قضیه اینه که ما به کلی از تصمیمشون بی خبر بودیم تا اینکه عکسهای عروسیشون به دستمون رسید.

مبارکه... مبارکه ... خیلی مبارکه

/ 6 نظر / 18 بازدید
خشایار

من بگم كيه؟ من بگم كيه؟ نه بگم؟ بگم؟ تو رو خدا بذار بگم. چقدر بدي تو، خب بذار بگم ديگه [ناراحت] ولي نامرد هنوز عكس هاش رو به من نشون نداده. بايد برم يقش رو بچسبم. اما خداييش من هم خييييييييلي خوشحال شدم وقتي بهم گفت. مباركشون باشه.[گل]

رهگذر

ممنون سیما اون خوب تو بودی

رضا

ممکنه نظرتون رو در مورد این دو مقاله که درباره مهاجران ایرانی به استرالیا هست رو بگین. به نظرتون چقدر صحت داره؟ http://www.shadanet.net/show.php?db=site_index&id=10 http://www.shadanet.net/shownews.php?id=109

سیما

به رضا سلام آقا رضا- خیلی ممنون از اینکه لینک این مقالات رو برام گذاشتید. من تازه این وبسایت رو دیدم. مقاله اول رو که در مورد مهاجرت بود خوندم. تا حد زیادی ما تجربه های مشابه داشنیم. به خصوص در مورد مشکلات سال اول و کار پیدا کردن.

بهار

خیلی مبارکه ولی عجب ریسکهایی مردم میکنن ازدواج بدون شناخت حضوری دل شیر میخواد

سیما

به بهار: آره ازدواج بدون شناخت حضوری دل شیر می خواد و خیلی خطرناکه.. اما گاهی حضور می تونه قلبی باشه و لزوما فیزیکی نیست [لبخند]