عیدانه بعد ار سیزده بدر

آرشیو وبلاگ رو که نگاه می کنم می بینم تقریبا هر سال سر عید... عیدانه ای چیزی برای اینجا نوشته ام... به جز همین امسال که خوب هیچ چیزش شبیه سالهای پیش نبود. اما هر چند با تاخیر، آن هم تاخیر سیزه روزه که سفره هفت سینمان هم جمع شده دلم می خواهد اینجا چیزی بنویسم.... به یاد سال قبل که نقطه عطفی در زندگی ام بود ... بسیار سخت .... آره به نظرم بیشتر از هر چیز دیگه ای بسیار سخت بود. بیشتر از شیرینی مادر شدن و بیشتر از سرزندگی دوباره درس خوندن، ... همه اینها بود و سخت بود ...

هر چه بود تمام شد و وارد دهه تازه ای شده ایم. دهه 30 سالگی ام و دهه مادر بودنم که مملو از تجربه های تازه است. روز و روزگار خوبی را اول از همه برای سرزمینم ایران که عاشقانه دوستش دارم و بعد برای همه دوستان آرزو دارم. عید همگی مبارک... 

/ 4 نظر / 14 بازدید
محيا

امیدوارم که این دهه براتون عالی باشه و همین طور دهه های دیگه همین که شجاعت مادر شدن رو داشتید خودش نشون میده که به اندازه کافی محکم هستید

مینا

دلم برات تنگ شده بود...اومدم ببینم حالت خوبه ...دیدم تا 16 فروردین که خدا رو شکر خوب بودی...ایشالله الان هم که اینو می بینی خوب باشی...بوس[لبخند]

مینا

دلم برات تنگ شده بود...اومدم ببینم حالت خوبه ...دیدم تا 16 فروردین که خدا رو شکر خوب بودی...ایشالله الان هم که اینو می بینی خوب باشی...بوس[لبخند]