آب در آب
صفحات وبلاگ

+ پراکنده گویی

ظهر دم کرده تابستان است.

 

ابن پایین کره زمین حسابی گرمه. برای اینکه دلمون بازم بیشتر بسوزه برف همچنان داره تو ایران می باره. دست فرزاد درد نکنه با این عکسهای قشنگی که از تهران گرفته.  

تو وبگردیهام تو بالاترین دیدم که دمای تهران به طور بی سابقه ای به 17- رسیده... یک کم نگرانم. برای مامان هامون نگرانم. مامان قدسی هم که حاضر نیست چند روزی کلاس ورزشش رو تعطیل کنه مامانم هم از سرمای شدید می ناله و از فکر سرماخوردنش وحشت می کنم.    

به نظر می یاد حسابی زمستونه. بعضی جاها مثل مشکین شهر و اردبیل با قطع گاز روبه رو شده اند. آخه مردم تو این سرما اونحاها چی کار می کنند. البته برای اینکه خدای نکرده مردم ذره ای به مهرورزی دولت گل و بلبلمون شک نکنند و یه وقت نزنه به سرشون و تو انتخابات بعدی یک کسی که یه خورده کمتر خرابکاری می کنه و آبروی ما رو تو در و همسایه می بره انتخاب کنند قرار شده به کسایی که بیشتر از 2 روز گازشون قطع شده 50000 تومن بدن.

 

پی نوشت:

راستی من تازه با شهرنوش پارسی پور آشنا شدم. زنان بدون مردان رو دو هفته پیش با محمد خوندیم. هر چند آخرش کمی به نظرم مغشوش و سر هم بندی شده رسید از نوع نگاهش به جنس زن لذت بردم. امروز هم دو تا داستان کوتاه ازش خوندم. داستان صندوق پستیش رو واقعا دوست داشتم.

نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :