آب در آب
صفحات وبلاگ

+ من از اينجا متنفرم

امروز خیلی خیلی حالم بده. احساس سرماخوردگی دارم و تنفر از اینجا تشدیدش کرده. دلم می خواد همه چی رو ول کنم و از شرکت بزنم بیرون. یکی از همین همکارای لوس استرالیاییم اعلام کرده بود برای روز تولدش امروز لباس به فرم زمان تولدش می پوشه. اونقدر مسخره شده بود که حتی منم خنده ام گرفت. یک کلاه گیس با موهای فرفری بور شبیه کلاه ترکمنهای خودمون کت و شلوار کوتاه و یک پیراهن با یقه خیلی باز. همه هم ذوق زده شده بودند و تصور کنید موقعیت من رو که باید بایستم این آقا رو تماشا کنم و بخندم. سردردم خیلی شدید شده.

اونقدر کلافه بودم که نتونستم جمعشون رو تحمل کنم و برای مراسم مسخره برم پیششون. خودم رو به مریضی زدم و پشت میزم نشستم. خدایا عذاب وجدان دارم این همه تحقیرشون می کنم و نفرت می پرورونم. مگه خودم چی هستم و چی کار می کنم. نمی دونم چرا این رفاه و سرخوشیشون این همه آزارم می ده. ای کاش محیط کمی جدی تر بود شاید تحملش راحتتر می شد.

خدایا من اینجا رو دوست ندارم. چقدر دلم می خواد سرم رو بذارم روی پای مامانم و های های گریه کنم.

نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ دی ۱۳۸٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :