آب در آب
صفحات وبلاگ

+ اندیشه ورزی شرط مسئولیت پذیری

آری، سیاست‌مدار مسوول است؛ هم مسوول وسیله‌هایی است که به کار می‌گیرد و هم مسوول اقدامات نفرت‌انگیزی که نادیده می‌انگارد یا به فرمان او انجام می‌پذیرد.

ماکس وبر

روزهای تلخی است. هر روز که از خواب بر می خیزیم اولین صحنه هایی که می بینیم اجساد جوانهایی است که یکی یکی از زندانهای اوین و کهریزک سر بیرون آورده اند و به خانواده های دردمندشان سپرده شده اند. هر کدام از جراحتها و زخمهایی که بر این اجساد دیده می شود زبان گویایی است از جنایات هولناکی که بر آنها رفته است. بی گمان شما هم اندیشیده اید که چگونه از یک هموطن، همشهری، اصلا از یک انسان چنین جنایتی بر می آید. چگونه میتوان بیماری را که هم اکنون در چنگال تو اسیرست تا حد مرگ شکنجه داد و شب آسوده سر بر بالین گذاشت. چطور می توان معاش زندگی خود را از رنج انسانهای دیگر فراهم کرد.

به تازگی کتابی به دستم رسید در حوزه فلسفه و اخلاق با مقدمه ای از دکتر ملکیان. این مقدمه خود مرا به کتاب دیگری رهنمون شد از هانا آرنت نظریه پرداز سیاسی و اخلاقی آلمانی تبار. او در این کتاب تحت عنوان "آیشمان در اورشلیم، گزارشی از پیش پا افتادگی بدی" به تحلیل محاکمه آدولف آیشمان افسر سابق نازی و مسوول مستقیم اردوگاه‌های مرگ، معروف به قصاب اروپا پرداخته است. مسئولیت پذیری فردی و جمعی آنهم در عرصه سیاسی موضوعی است که با دستمایه قرار دادن زندگی و جنایات آدولف آیشمان در این کتاب تبیین شده است. در این تحلیل به این پرسش پاسخ داده می شود که چطور آیشمان در عین انجام همه آن شرارتها می توانست خود را کاملا مبرا از مسوولیت نشان دهد.

دفاعیه آیشمان بر یک اصل مبتنی بوده است: من یک سرهنگ دوم تشکیلات اس اس بوده ام، پس در حقیقت جرمم به عنوان یک مامور دون پایه صرفاً اطاعت از فرامین افراد مافوقم بوده و بدین ترتیب اگر جنایتی هم صورت گرفته، این کار نه به دست و نه به دستور من که در واقع به دست افسران عالی رتبه ای مانند هیملر و هایدریش اعمال می شده است.
آیشمان خود را ماموری می دانسته معذور که تنها دستورات ابلاغ شده را انجام می داده: «من نمی توانستم به خودم کمک کنم. من دستوراتی داشتم و نمی توانستم مخالف آنها عمل کنم.» او هرگونه نقشی را در کشتار یهودیان رد کرده و تنها مسئولیت خود را جا به جایی افراد به اردوگاه ها عنوان می کرده است! جالب است بدانید آیشمان مصرانه تا آخرین لحظه اعدام خود از پذیرش هر گونه اتهام یا حتی مسئولیت در کشتار ها خودداری می کرده است.

وقتی فردی و یا در سطح عمومی ترش جامعه‌ای نیاندیشد و از این رو امکان قضاوت و داروی اعمال خود را از دست بدهد و تنها طبق ایدئولوژی عمل کند، این امر عواقب وحشتناکی برای فرد و جامعه هر دو به بار خواهد آورد. این ایدئولوژی از هر جنسی که باشد به صرف ستاندن قدرت تفکر و قضاوت نتایج یکسانی را به همراه دارد. در واقع وقتی مجاری اندیشه در سطح اجتماع باز بوده و نقادی نهادینه شده باشد افراد با قبول آگاهانه مسوولیت خود و شناخت مسئولیت دیگران عمل خواهند کرد. در واقع تفکر و در اختیار داشتن داوریست که مسئولیت پذیری را معنی دار و امکان پذیر می کند. تنها کسانی می توانند خود را مسئول اعمال خود بدانند که در انتخاب آن آزاد بوده و امکان داوری و عمل به نتیجه قضاوت خود را داشته اند. در مقابل کسانی که اسیر شرایط ایدئولوژیک بوده و بدون اندیشیدن و امکان بازشناسی درست از خطا تنها به دستورات عمل کرده اند امکان فرار از هرگونه مسوولیتی را خواهند داشت. حال تصور کنید اگر این امر به روال در سطح اجتماع مبدل شود چه رخ می دهد... افراد جامعه به عمل خود از چشم‌انداز داوری و مسوولیت نمی‌نگرند و لذا امکان پرسش را به آنچه ممکن است در نتیجه خطای عملشان پدید آید از دست می‌دهند.


به نظرم میرسد این شرایطی است که جامعه ما به شدت گریبان گیر آن شده است. حکومتی که امکان هر گونه نظارت و قضاوت درباره تصمیمات و نحوه حکومت خود را از مردم ستانده است و همه را گوش به فرمان و مطیع اوامر و دستورات می خواهد نمی تواند انتظار شهروندانی مسئول و پاسخگو داشته باشد. آنوقت است که هر کس بنا بر این که دستوراتش از کجا می رسد و ایدئولوژی مختص او به او چه می گوید بی اینکه خود را مسئول بداند عمل خواهد کرد.

جامعه‌ای که در را بر مجاری اندیشه می بندد، متفکرین و اندیشمندانش را زبان و قلم بریده می خواهد، علنا و عملا دیکتاتوری و تمامیت خواهی را ترویج می کند و بالاخره تنوع افکار و آراء را بر نمی تابد مطلقا قادر نخواهد بود احساس مسوولیت را در افراد جامعه اش بارور کند و این امر به طور جدی سلامت روانی جامعه را به خطر خواهد انداخت. آنوقت است که شر و بدی امری پیش پا افتاده خواهد بود و افراد جامعه هر کدام آیشمانی خواهند بود که در توجیه اعمالشان خود را بی تقصیر خواهند دانست.

نویسنده : ; ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :