آب در آب
صفحات وبلاگ

+ تظاهرات در بریزبن

می دانم که اینها همه تخم دلسردی و ناامیدی کاشتن است و خرده شیشه ریختن بر سر راه روندگان... به خصوص روندگانی که اینطور پرشور و با حرارت هر کدام شده اند یک موتور محرک. باطوم و گاز اشک آور و گلو له را هم به پشیزی نمی گیرند. و می دانم که حتما م عزیز خواهد گفت که نگو دلسردی می آورد... اما چه کنم  حال و روزم نشستن می طلبد و در خود فرورفتن نه شعار دادن و فریاد زدن... گناه من نیست او وقت ناشناس است. مثل آدمهای خنگ و بیحال به مانیتور خیره می شوم و سیل ایمیل هایی که بین بچه ها رد و بدل میشود... حال باز کردنشان را هم ندارم ... میگویم نمی آئیم و خلاص. دلم نمی آید بگویم دیگر به گمانم زمان این کارها گذشته... خوب بود و کار خودش را هم کرد.... وظیفه خود را به خوبی انجام داد اما حالا دیگر به در بسته کوفتن است. می شود کارهای دیگری کرد. کارهایی که می دانم به اندازه فریاد کشیدن و شعار دادن آدم را راضی نمی کند و آتش نفرت و بغضش را فرو نمی نشاند.

خلاصه هر چه کردیم و هر چه انگیزه در گوشه و کنار وجودمان داشتیم کنار هم گذاشتیم اندازه یک جلسه رفتن نشد و نرفتیم. ماندیم خانه و خمسه نظامی خواندیم. روان بود و به دل می نشست:

       چاره ما ساز که بی یاوریم              گر تو برانی به که روی آوریم

پی نوشت: دوستان بریزبنی فراموش نکنند روز شنبه همین هفته 11 جولای ساعت 12 تا 2 ظهر در محل پارک کوئین تظاهراتی برنامه ریزی شده که حتما به همراه خانواده و دوستان شرکت کنید. 

نویسنده : ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :