آب در آب
صفحات وبلاگ

+ احمدی نژاد درونمان را بشناسیم!

 امروز که همه یکصدا داعیه ناحق بودن دولت کنونی و احقاق حقوق از دست رفته مان را داریم و انزجار از منش و کنش آقای احمدی نژاد که به حق در مناظره های انتخاباتی هر چه عریان تر خود را به ما شناسانید و همه تردیدها را هم اگر به دلیل ضعف حافظه تاریخی به جا مانده بود برطرف کرد سخن از احمدی نژادی بودن یک تفکر توهین مستقیم به شمار می رود و من به خوبی از آن آگاهم.

اما معتقدم چه خوشمان بیاید و چه نیاید این نوع نگاه و تفکر در اذهان بسیاری از ما ریشه های عمیق و محکمی دارد. حالا که اینطور زشتیها و عوارض احمدی نژادی اندیشیدن و عمل کردن برای تک تک ما عیان شده جه خوب است که در لایه های فردی و شخصی نیز سعی در بازشناسی نشانه ها و عوارض آن در خود داشته باشیم. این انزجار اگر چه می تواند منشا و مولد یک سری تلاشهای سیاسی ـ اجتماعی برای کنار زدن این نوع تفکر در مدیریت جامعه باشد که در ساده ترین و به نظرم هنوز هم موثرترین شکلش در برگه های رای ظهور یافت اما چه بسا می تواند در لایه های فردی و شخصی نیز برکات بیشتر و عمیقتری داشته باشد.

این مقدمه ای بود که حدود یک هفته پیش در تهران نوشتم و از فرط حال خوش و اینترنت فوق سریع ادامه داردش ماسید تا همین حالا که برگشته ام...

اما در ادامه آنچه می گفتم به قول آقای آقایی نمی خواهم انگشت اتهام را از راس هرم به طرف خودمان بگیرم که آنچه در انتخابات امسال و پس از آن افتاد جایی برای توجیه و لاپوشانی حتی برای بسیاری از خودیهای نظام هم نگذاشت اما به موازات این حرکتهای اجتماعی چه خوب که هر یک از ما در مقیاس فردی هم تاثیراتی بگیریم که چه بسا میوه های آن بسیار پربارتر و رسیده تر خواهد بود.  

جایی خوانده یا شنیده ام که دولت میانگین شعور جمعی یک ملت است. به خاطر داشته باشیم که دولت تنها رئیس جمهور یک مملکت نیست که مثلا با عدم تقلب و جایگزینی موسوی با احمدی ن‍ژاد زمینمان به آسمان برود. کل این ساختار با همه ویژگیهایی که دارد اعم از تعصب مذهبی، خرافه‌پرستی (به قول آقای خامنه ای رمالی)، بی اخلاقی، دروغ، خودبرتربینی و نگاه از بالا به پائین و بسیاری از ویژگیهایی دیگر به خوبی مشتی است از خروار مردم جامعه از طبقات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مختلف. بیائید کمی منصف باشیم ... کدام یک از این ویژیگیها و خصوصیات برای ما تازگی دارد. رمالی و خرافه پرستی ... دروغگویی و لاپوشانی ... بی اخلاقی و تجاوز به حقوق یکدیگر ... آحر چطور می توانیم اینگونه دیوانه وار و خودخواهانه رانندگی کنیم؟ این را که دیگر دولت به ما تحمیل نمی کند. چطور می توانیم سوار بر اتوبوس به اندام زنی که کنارمان ایستاده دست بی حرمتی و تجاوز به حقوقش بکشیم؟... این را که دیگر احمدی نژاد به ما توصیه نمی کند...  چطور می توانیم؟...

این امر به خصوص در قشر تحصیل کرده و فرهنگی که گاه مدعیانه خود را بسیار فراتر از این امور می بیند عذاب آورتر و دردناکتر است. خاطره ای می نویسم که شاید تلنگری باشد برای پیش از همه خودم و کسانی که شاید تفاوت عمیق و فاحشی بین خود و نوع نگاه و استدلال احمدی نژادی می بینند. در تهران با دوستی بر سر موضوعی مشغول صحبت و بحث بودیم. دوست عزیز دیگری که شنونده بود امر مورد توافق ما را رد می کرد. ادله ایشان هم در یک جمله عدم آشنایی ما با مسائل علوم انسانی بود! یک باره گویی ضربه ای به فرقم خورد و دیدم چقدر این استدلال برایم آشناست... همان نگاه از بالا به پائین .. همان استدلال که چه عرض کنم مغالطه ای که به جای نقد کلام متکلم را نقد می کند... در مناظره ها بسیار شنیدیم و پیش از آن هم. جالب است بدانید ما آنجا بودیم که از احمدی نژاد و مغالطه هایش اضهار انزجار کنیم.        

و بالاخره اینکه می توان به خیابان رفت و فریاد عدالت و راست گویی کشید.... میتوان صدا و سیما را دروغگو دانست و اتوها را به برق زد که اخبارش شنیده نشود. می توان ساعتها به سوگ ریاست جمهوری احمدی نژاد گریست اما هر یک در درون احمدی نژادی پنهان داشت. 

نویسنده : ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :