آب در آب
صفحات وبلاگ

+ زباله دان جهانی

چند وقتی است در فرصت ناهار خوردن بیننده یک برنامه تلویزیونی که ظهر ها از تلویزیون محلی اینجا پخش میشه شدم... اصل برنامه در آمریکا تولید و پخش میشه و با چند ساعت تاخیر روز بعد در اینجا. عموما موضوعات اجتماعی رو طرح و بررسی می کنه.. بگذریم از این که بعضی برنامه هاش به شدت مبتذل و بی محتوا میشه مثلا دعوت از بازیگران هالیوود و مدلهای لباس و از این دست اما بیشتر مواقع موضوعات جدی و به روزی رو طرح می کنه.

 

دیروز این برنامه درباره بمباران تبلیغاتی و مصرفی شدن آدمها در این دنیای مدرن بود.... این که ما بدون اغراق تبدیل به ماشینهای تولید زباله شدیم... فقط خود خرید کردنه که باعث شادیمون میشه بدون اینکه واقعا اون رو بخواهیم یا بتونیم مصرف کنیم... آنچنان مبهوت تبلیعات و رنگ های اجناس در مراکز فروش می شیم که اصلا نمی دونیم چیزی رو در سبد خرید گذاشتیم می خواهیم چطور مصرف کنیم ....

 

مثال قشنگی عنوان شد اگر داریم یک گوجه فرنگی خراب یا تخم مرغ گندیده رو دور می ریزیم دقیقا مثل اینه که چند روز قبل یک ساندویچ خوشمزه از گوجه و تخم مرغ تازه تهیه کردیم  بعد به جای خوردن اون رو به سطل زیاله بندازیم.. چه قدر این کار احمقانه و دور از عقل به نظر میرسه! دور ریختن چیزهایی هم که بر اثر حرص به خریدن، سهل انگاری و بی توجهی ما در یخچال خونه مون خراب شده و گندیده به همون اندازه احمقانه ست...

 

تازه این فقط مربوط به اجناس فاسد و پلاسیده ست.. خانواده ای رو نشون می داد تحصیل کرده و البته بدون نیاز مالی که فقط و فقط برای نشون دادن میزان ریخت و پاش و هدر دادن ما 5 سال تمام اغذیه مورد نبازشون رو از زباله های مجتمع های مسکونی تهیه می کردند... در فیلم نشون می داد که چطور یک بسته گوجه فرنگی که فقط چند تایی توش خراب یا نرم شده بود یک راست راهی سطل زباله شده ... و اونها از همین مواد استفاده می کردند... قوطی های کنسرو تاریخ مصرف نگذشته.. بسته های میوه که تنها کمی شل و نرم شده ...  سبزیجات کمی از شکل افتاده ....

 

این واقعا فاجعه است ... باور نکردنیه که ما آدمها این طور دیوانه شدیم و مهم تر از پول خودمون داریم منابع طبیعی رو با سرعت سرسام آوری هدر می دیم. سبزیجاتی که با اون همه زحمت و البته کلی کود و مواد مصنوعی که هزار جور دردسر برای طبیعت درست می کنه رو به راحتی دور می ریزیم و فکر می کنیم هر چی به سطل زباله رفت از مسئولیت ما خارج شده و دیگرانی هستند که می دونند چی کارشون کنند... دیگرانی نیستند ...  این زیاله ای که شما هر شب یک بسته اش رو جلوی در می گذارید داره مستقیما به عنوان آلوده کننده محیط زیستمون داره از کنترل ما خارج میشه .. به جز درصد ناچیری این مواد به طبیعت بر نمی گردند و دارند دنبا رو از بوی گند و متعفنشون گر می کنند.

 

من وقتی کنسروهای غذای سگ و گربه رو در فروشگاههای می بینم هنوز که هنوزه بعد از 2 سال و اندی زندگی در اینجا حالم بد میشه...  سگ و گربه ای که جزئی از طبیعته به خونه هامون آوردیم .. بهشون غذای کنسروی گرون قیمت می دیم و خیال می کنیم که داریم از حیوانات حمایت می کنیم... آقا این حیوانات وظیفه پاکیزه کردن و مصرف بخشی از این ضایعات غذایی رو در گذشته داشتند و حالا با روش غلط ما نه تنها وظیفه خودشون رو به ناچار انجام نمی دند بلکه منشا تولید زباله هم شده اند با این قوطی های رنگارنگ که تنها غذای یک وعده شونه .... فکر کنید که لاشخور یا کفتار رو به عنوان حیوان خانگی بیارید منزل و شهر بهش گوشت کنسروی بدید!!!

 

خلاصه این که جدا باید یک فکری کرد و قطعا اولیش اینه که نگاهمون رو به خرید و مصرف کردن عوض کنیم.... شادی در خرید کردن نیست ... باید در چیز دیگری جستجوش کرد!            

نویسنده : ; ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :